بستن

شهید محمد حسن فرد

شيون مكن مادر در مرگ خونبارم     

                            بگذر زمن ديگر شوق خدا دارم

        خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدي، خميني را نگه دار.

آناني كه رفتند كار حسيني كردند و آناني كه ماندند بايد كاري زينبي كنند وگرنه يزيديند.

مسلمانان، شيعه‌ي ايراني با كاروان سرخ شهادت كه براي پايداري جمهوري اسلامي و براي استقلال وطن، براي رهايي قدس و براي گسترش قرآن و اسلام و همچنين بـراي نجـات تمـام مستضعفين در حـركت است حسيـن وار بـه حسيـن زمـان لبيك گوييم و ثابت كنيم كه شيعه و پيرو علي(ع) و حسين(ع) هستيم و مانند او نه پشت به دشمن مي كنيم و نه سر تسليم فرود مي‌آوريم و تا آخرين قطره‌ي خون با هر ابرقدرتي خواهيم جنگيد.

 و اي آمريكا، شوروي، فرانسه و انگليس ما ايستاده مي ميريم ولي زير بار شما نخواهيم رفت، همين طور كه تا به حال اين چنين بوده است.

 و اما از ولايت فقيه پشتيباني كنيد و از رهنمودهاي او كه همان گفتار قرآن كريم مي باشد پيروي كنيد، زيرا ما در زير سايه‌ي ولايت فقيه توانسته‌ايم تا اينجا پيش برويم و بياييم فراموش كار نباشيم و با همان اتّحاد دست در دست هم از ولايت فقيه كه همان آينه‌ي تمام نماي اسلام است پشتيباني كنيم و اهداف قرآن و اسلام را گسترش دهيم و بگوييم «اياك نعبد و اياك نستعين.» خدايا تنها تو را مي پرستيم و تنها از تو كمك مي خواهيم.

پدر مادر: «اِنا للهْ وَ اِنْااِليهِ راجِعونْ» ما از آن خداييم و به سوي او باز خواهيم گشت و اما با رفتن من در قيامت هيچ‌گونه سؤالي از شما نخواهد شد، ولي اگر به قرآن و اسلام صدمه‌اي وارد شود آنگاه مورد سؤال خواهيد بود كه مگر شيعه نبوديد، مگر قرآن نمي خوانديد، مگر معجزه‌ها را نمي ديديد، پس چرا سكوت كرديد و تسليم زور و زر دنيا شديد و خدا و قرآن و اسلام را كه حقيقتِ حقيقت‌هاست فراموش كرديد. پس خوشحال باشيد كه در چنين زماني و با رهنمودهاي چنين رهبري توانستيم به اين حسين زمان (امام خميني) و آن حسين(ع) لبيك گوييم و فهمانديم كه ما به حقيقت پيرو حسين(ع) و شهادت هستيم، پس ما عزيزتر از علي اكبر حسين(ع) نيستيم و هيچ نگران ما نباشيد كه به گفته‌ي خداوند تبارك و تعالي مازنده‌ايم.

با  خون  خود  نوشتـم
يا  مرگ  يا  خميـــني
 از جان  خود  گذشتم  مـرگ  بـر آمريكــا

 حسن فرد

زندگی نامه :

نام زيباي «محمّدحسن» در روياي صادقانه، به مادرش الهام مي شود و اين تحفه‌ي بهشتي در يك روز گرم تابستان قدم به عرصه‌ي وجود مي‌نهد. از اوان كودكي دچار بيماري سختي مي‌گردد كه خانواده براي بهبود و سلامتي او به امام حسين(ع) متوسّل مي‌شوند و هر هفته در خانه مراسم روضه خواني بر پا مي‌كنند و او را با عشق ائمه اطهار بزرگ مي‌نمايند. با ورود به مدرسه بابي تازه بر زندگي «محمّدحسن» گشوده مي‌شود و او كه تشنه دانستن است در كلاس درس حاضر مي‌گردد و الفباي جهاد را در مدرسه مي‌آموزد.
او جواني خوش خلق و خنده‌رو بود كه گلچهره‌ي خندانش، باعث شادي دل دوستان مي‌شد و دلير مردي شجاع بود كه علاقه‌اي وافر به ورزش كوهنوردي داشت. ولايت محوري و علاقه و ارادت او به روحانيت زبانزد خاص و عام بود و عشقش نسبت به امام زمان(عج) بر هيچ كس پوشيده نبود. به نماز جمعه بسيار اهميت مي‌داد و از تبعيض و بي‌عدالتي بيزار بود.
در روزهاي پرتپش انقلاب، «محمّدحسن» يكي از جوانان انقلابي و شوريده‌اي بود كه در مكتب شهيد «حجه الاسلام شيخ احمد فقيهي»راه مبارزه با رژيم را آموخت و به سيل خروشان اعتراض پيوست. او يكي از عاملان حركتهاي دانش‌آموزي در سطح دبيرستان بود كه همپاي دوستانش با عملكرد رژيم به مخالفت مي‌پرداخت. پس از پيروزي انقلاب اسلامي و با تشكيل بسيج، به عضويت آن مكان مقدس درمي‌آيد و بسيج ملجأ و مأواي هميشگي او مي‌گردد…
«محمّدحسن» در دبيرستان مشغول به تحصيل بود كه حمله‌ي ناجوانمردانه‌ي دولت عراق او را نگران و پريشان كرد و براي حفظ آرمانهاي بلند انقلاب اسلامي راهي ميادين نبرد؛ بدانگونه كه به عنوان اولين گروه بسيجيان در سال 1359 از راه مدرسه لباس رزم مي‌پوشد و كردستان را عرصه‌ي دلاوريهاي خود قرار مي‌دهد. شايستگيهاي سردار و درايت و شجاعت او باعث مي‌شود كه در پستهاي تخريب چي، «آرپي چي زن» و بي سيم چي در تيپ المهدي(عج) ايفاي نقش نمايد و در عملياتهاي آزادسازي خرمشهر و رمضان به عنوان فرماندهي دلير و افتخارآفرين حضور يابد.
سردار، پاسداري پاكباخته و عاشق حق بود كه روزهاي زيادي در جبهه به اميد وصل يار به سرآورد و براي عزّت و سربلندي ايران اسلامي دست از طلب برنداشت تا سرانجام در «عمليات محرّم»، تپه‌ي 175 شرهاني شقايقزار خون مردي مي‌گردد كه لحظه‌هاي سبز زندگي خود را در جهاد و مبارزه سپري كرده بود. پيكر سردار، پس از چهارده سال در عاشوراي حسيني به ديار بازگشت و برفراز دستهاي عاشق تا گلزار شهداي استهبان راهي شد …

پاسخ دهید

ادرس ایمیل شما کاربر گرامی منتشر نخواهد شد.قسمت های ضروری و مورد نیاز علامت گذاری شده اند *

پنج + 4 =

متا سفانه قابل کپی نیست!