بستن

شهید غلامعلی پروین

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيِمِ
«وَاْلَّذِينَ جاهَدُواْ فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا.»
كساني كه در راه ما جهاد كنند از راه هايي آنها را هدايت مي كنيم.
آنقدر به جبهه مي روم و مي جنگم تا شهيد شوم. اي جوانان نكند در رختخواب ذلّت بميريد كه حسين(ع) در ميدان نبرد شهيد شد، اي جوانان مبادا در غفلت بميريد كه علي(ع) در محراب عبادت شهيد شد و مبادا در حال بي تفاوتي بميريد كه علي اكبر حسين(ع) در راه حسين(ع) و با هدف شهيد شد.
اي مادران، مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگيري كنيد كه فردا در محضر خدا نمي توانيد جواب زينب(س) را بدهيد كه تحمل ۷۲ شهيد را نمود.
اي خواهران و اي برادران عزيز هميشه و در همه حال امام را دعا كنيد. من از تمام دوستان و آشنايان مي خواهم كه مرا ببخشند و هم چنين از مادر و بـرادر و خـواهرانم مي خواهم كه اگر من شهيد شدم براي من گريه نكـنيد زيرا دشمن شاد مي شويد و به جاي گريه براي من عروسي كنيد و خوشحال باشيد كه شما توانسته ايد فرزندي را در راه خدا بدهيد. درود بر شهيدان راه خدا …
ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم موجيم كه آسودگي ما عدم ماست
والسلام
غلامعلي پروين ۶۲/۴/۲۷


زندگی نامه :

فراموش نكن شقايق روييده در دشت را، كه دلي خونين از فراق روي يار دارد …
«غلامعلي» در محيطي كه پر از مهر و عطوفت بود در دامن مادري پاك، قدم به دنيا نهاد؛ كودكي كه از همان اوايل، مهرباني، دلاوري و صداقت سرنوشت درخشانش را رقم زد. در دو سالگي پدر را از دست داد اما مادر مهربانش جاي خالي پدر را پر نمود تا او احساس تنهايي نكند. با گذشت زمان بزرگ شد و روزگار از او جواني مهربان، باوقار، سختكوش و معتقد ساخت. در مدرسه، جزء دانش‌آموزان مؤدب بود و با هم كلاسيهايش رفتاري نيك داشت. وي تا پايان مقطع متوسطه ادامه تحصيل داد.
با شروع جنگ تحميلي در بسيج نام نوشت و براي رفتن به جبهه آماده گشت. از زماني كه دوستان «غلامعلي» شهيد شده بودند ديگر طاقت ماندن نداشت. قدم به جاده‌ي غرب نهاد و جهت دفاع، سينه سپر كرد. او اجازه نداد اسلحه‌ي خونين دوستانش به زمين بيفتد آن را بردوش كشيد و عاشقانه با خصم به جنگ پرداخت.
يك روز كه به مرخصي آمده بود با دوستان به گلزار شهدا رفت رو به آنها كرد و گفت: «گلزار شهدا هم پرشد و ديگر جايي براي ما
نمانده است.» با دست نقطه‌اي را نشان داد و گفت: «اي كاش در اين مكان، جايي هم به ما داده مي‌شد.» چقدر عجيب است امروز كه در رديف اول گلزار شهدا همان جايي كه او با دست اشاره كرده بود بر روي پرچمي به رنگ عشق نوشته شده است «‌شهيد عزيز غلامعلي پروين.»

پاسخ دهید

ادرس ایمیل شما کاربر گرامی منتشر نخواهد شد.قسمت های ضروری و مورد نیاز علامت گذاری شده اند *

هجده − سه =

متا سفانه قابل کپی نیست!