بستن

شهید محمد جواد گنجی

«اِناِللهْ وَ اِنْااِليهِ راجِعونْ»
همه ما از خداييم و بازگشت ما به سوي خداست.
اينجانب محمّدجواد گنجي، اعزامي از بسيج استهبان به تاريخ ۱۳۶۰/۸/۹ كه داوطلبانه به جبهه ي نبرد حق و باطل رفته و اميدوارم كه خداوند بزرگ از گناهان اين بنده ي حقير گذشته و مرا به راه راست هدايت كند تا هر قدمي را براي خدا و مخلصانه بردارم تا بلكه خداوند آن را قبول و جزو بندگان صالح قرار دهد.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
محمّد جواد گنجي ۶۰/۸/۹ه

یادنامه ای از شهید عزیز محمدجواد گنجی

محل و تاریخ تولد : استهبان ١٣٤٣
تحصیلات : سوم دبیرستان ارگان اعزام کننده : بسیج
نام پدر : رضا سن : ۱۷ سال وضعيت تأهل : مجرد
شغل : محصل حضور در جبهه : ۳۱ روز
دفعات اعزام : یک بار
تاریخ اولین اعزام : 60/8/9 تاریخ شهادت : 60/۹/۸
محل دفن : استهبان

شهدا آنهایی هستند که خوشه های معرفت را یک به یک از باغ عرفان جـدا کردند تا از پل سـعادت ، بـه سـلامت بگذرند و در کنار پروردگار خویش به آرامش و قرار دست یابند . آنها هرگز نگذاشتند که سرمای دروغ ، غیبت و تهمت به باغ تجربه های زندگیشـان سـفـر کنـد و خزان را میهمان دل همیشه بهارشان نماید . در وصفش چه بگوییم که سـزاوارش باشـد ؛ کسی که مهربانی پاس ، صداقت باران و استقامت کوه را همه با هم داشت ، پا به پای شـب بیدار می ماند تا با خدای خویش راز و نیاز کند و نماز را در زیر هاله ای از مهتاب تقدیم آستان حضرت دوست نماید . در روز ، همسفر خورشید میشـد و بـرای کمک بـه پـدر تـلاش می نمود . اگر او نبود در گوشه گوشـه ی تـلاش پدر ، چیزی کم بود و انگار دستهای پدر نیازمند یـاری او بودند . وی هرگز در زندگی به بزرگترها بی احترامی نکرد ؛ بویژه به پدر و مـادرش . در انجـام فرايـض دینی کوشا بود و در انجـام مستحبات نیز همچنین . دوشـنبه ها و پنجشنبه ها را بـه فـرمـوده ی مقتـدای راهـش خمینـی کـبـیر ( ه ) ، روزه می گرفت . به راستی که او دل بـه عشـق خمینی سپرده بود ، همـانعشـقی کـه داوطلبانـه و مجنـون صـفـت او را بـه وادی پاکیـها رهنمون ساخت تا در جبهه آنچه را که دنبالش می گشت ، بیابد او که در تنهایی سنگر دستهای نیازمندش را به دعا بلند می کرد و می گفت : « ای خداوند بزرگ از گناهان این بندهی حقیر بگذر و مـرا بـه راه راسـت هدایت فرما تا هر قدمی را برای تو مخلصانه بردارم تا بلکه تو آن را قبول کنی و مرا جزء بندگان صالحت قرار دهی » . « محمدجواد » خیلی زود اجابت دعا را به نظـاره نشست آن وقت که در هجدهمین بهار زندگی اش ، در ردیف شهدا قرار گرفت و آرامـش یافت . آن هنگام که « جواد » برای همیشه رفت ، خانـه را در سکوت فـرو برد و شمعدانیهای عاشـق هـم در غـم فراقـش افسـردند و پژمـرده شدند ..

پاسخ دهید

ادرس ایمیل شما کاربر گرامی منتشر نخواهد شد.قسمت های ضروری و مورد نیاز علامت گذاری شده اند *

یازده − هشت =

متا سفانه قابل کپی نیست!