بستن

شهید سید عباس پرهیزکار

یادنامه ای از شهید عزیز سیدعباس پرهیزگاری

محل و تاریخ تولد : استهبان

١٣٤٥ تحصیلات : اول

راهنمایی وضعيت تأهل : مجرد

نام پدر : سیدعلی سن : ۱۷ سال

شغل : پاسدار

آرگان اعزام کننده : سپاه

تاریخ اولین اعزام : 61/3/31

مسؤولیت : تخریب چی

حضور در جبهه : ٢٤٣ روز

تاریخ شهادت : ٦٢/۱۲/۱۲

محل دفن : استهبان

پرهیزگار بود وچشمهایی به رنگ غیرت عبـاس ( ع ) داشت و به او اقتدا کرد والحق که ادامه دهنده ی راهش گردید …

« عباس » چون در خانواده ای اهل دین رشد یافت از همـان کودکی نسبت به مسایل دینی بسیار حساس بود . روح بلندی داشـت و اخلاقی خوش و پسندیده و هرگاه به دیدن خواهـرش می رفت در حالیکه می خندید رو به او می کرد و می گفت : « شـمـا هـم بخندیـد . » رفتـاری جوانمردانه داشت و در برابر نامحرمان دیـده بـه زمین می دوخت . در امر خیر پیشگام بود و در اکثر محافل مذهبی شرکت داشت . همدم او قرآن بود . در پیدا کردن مسیرهای زندگی سعی داشت با كتب علمایی چون شهید « آیت الله سیدعبدالحسین دستغیب » خـود را بیابد و بسازد . عشق به حسین ( ع ) و روح الله آن قدر در دلش جریـان داشت که دیگر خودش نبود ، تمام هم و غمش امام بود و امام . « عباس » مرد جبهه بـود و جنگ . اهـل تـهجد و عبادت و بندگی . روزی که تصمیم گرفت به جبهه برود رو به مادرش کرد و گفت : « دعا کن شـهیـد شـوم كـه شـرمنده ی حضـرت زهـرا ( س ) . نباشـم » . او یک خصوصیت عجیب داشت و آن اینکه آن قدر اخلاص در وجـودش بود
که همیشه سعی داشت تنها کار کند که مبـادا ذرهای رنگ غیر خدایی بگیرد ! عشقش سنگر بود و خاکریز جبهه ها و دنیا برایش تنگ و تاریک می نمود . همیشـه احساس می کرد که مسافری است که فردی آن طرف تر انتظارش را میکشد همین احساس آرامش را از او گرفتـه بـود و باعث شد که برای همیشه به دنیا پشت کند . « عباس » همیشه آرزوی کربلا را داشت و آن گاه که خانه را به امید دیدار حسین ( ع) ترک می کـرد ، قامت رعنایش بـه لبـاس پاسـداری مزین شده بود . در « عملیات خیبر » شرکت کرد و به یاد بزرگمرد کربـلا جنگید ، و آن قدر ایستادگی نمود و تلاش کرد تا به دیـدار يـار رسید و وصال یافت .

پاسخ دهید

ادرس ایمیل شما کاربر گرامی منتشر نخواهد شد.قسمت های ضروری و مورد نیاز علامت گذاری شده اند *

پانزده − هفت =

متا سفانه قابل کپی نیست!