بستن

شهید اسماعیل مبین

به نام آن خدايي كه جهان هستي را آفريد و سپاس و ستايش مخصوص پروردگاري است كه موجودات را خلق كرد و به نام آن خدايي كه چگونه زيستن را به ما آموخت و براي هدايت اين انسان قرآن را نازل كرد و به نام آن خداي كه مرگ و زندگي من دست اوست و قلب كوچكم از عشق و محبّت اوست و درود بر جانشين برحقّش مهدي صاحب زمان(عج) كه با آمدنش ظلم و ستم فنا مي شوند و در تمام جهان عدل و داد برپا مي شود.

 «يا اَيُهَا الَّذِينَ امَنُوا إِنْ تَنصُرواْ اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ اَقْدامَكُمْ.»

 اگر شما دين خدا را ياري كنيد خدا شما را ياري خواهد كرد.

 پروردگارا، ميان ما و مرگ الفتي قرار ده تا به رويش لبخند بزنيم و بيشتر به آخرت بنگريم. معبودا، براي من بسي عزّت است كه بنده‌ي تو باشم. خدايا، مرا پيش حسين(ع) شرمنده مكن و بگذار در اين راه مقدّس شهيد شوم. پروردگارا، دردمندم، روحم از شدّت درد مي سوزد، قلبم مي خروشد، احساسم شعله مي كشد، تو مرا  در بستر مرگ آسايش بخش. خدايا، ما آگاهانه در راه تو قدم بر مي داريم و به خاطر تو هر و رنج و بلايي قلباً مي پذيريم.

« اِنَّ اللهَ اْشْتَرَي مِنَ اْلمُؤمِنينَ اَنفُسَهُمْ وَ اَمْوالَهُم بِاَنَ لَهُمُ اْلجَنَّهَ يُقاتِلُونَ فِي سَبيْلِ اللهَ فَيُقتِلونَ وَ يُقتِلونَ  . . . و ذلِكَ هُوَ الفُوزُ العَظْيمْ.»                        (سوره‌ي توبه، آيه‌ي111)      

 همانا خداوند جان ومال مؤمنين را به بهاي بهشت از ايشان خريداري نموده كه در راه خدا جهاد مي كنند، پس مي كشند و خود كشته مي شوند … و اين خود سعادت و پيروزي عظيمي است.

با درود فراوان بر رهبر كبير انقلاب اسلامي و شهداي جنگ تحميلي و با سلام بر امّت شهيدپرور ايـران كه تمام  خونشان و زندگيشان را فـداي اسـلام كردند.آفـرين بر ملتي كه طي چندين سال مقاومت كرديد و توانستيد با استكبار جهاني بجنگيد و صداي آنها را در گلو خفه كنيد.

 برادران و خواهران، شما كه در اين چند سال مقاومت كرده و خواهيد كرد و سختي‌ها و رنج‌ها مي كشيد پس بدانيد كه خدا شما را امتحان مي كند و همين طور كه قرآن مي فرمايد:

«اَحَسِبَ اْلنَّاسُ اَن يُتْرَكُوا اَن يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لاَ يُفْتَنُونَ وَ لَقَدْ فَتَنَّا اْلَّذِينَ مِن قَبِلهِم فَلَيَعْلَمَنَّ اْللهَُّ اْلَّذينَ صَدَقُواْ وَلَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبينَ.»

آن مردم چنين پنداشتند كه به صرف اين‌كه بگويند ما به خدا ايمان آورديم رهايشان كنند و امتحانشان نكنند، امّتي كه پيش از اينان بودند به امتحان آورديم تا خدا دروغ گويان را كاملاً معلوم كند.                                                                                                                    ( سوره‌ي عنكبوت آيه‌‌ي 1 و2)

پس نكند خداي نكرده اين جنگ را فراموش كرده يا آن را دست كم بشماريد ان شاالله ما بايد كربلا و قدس عزيز را از زير جبّاران اسراييلي و آمريكايي نجات دهيم، اسلام نياز به كمك دارد سرنوشت آينده‌ي اسلام به دست شماست پس در پيشبرد آن كوشا باشيد.

برادران و خواهران، قدر امام عزيزمان را بدانيد چون اگر امام نبودند اين طور اسلام رشد نمي كرد، با عمل خود، امام را ياري كنيد و پشتيبان روحانيت باشيد كه اين‌ها اميد انقلابند. توصيه مي كنم به شما كه كارهايتان خالص براي رضاي خدا باشد، چـون كسي كه براي رضاي خدا كار مي كند اجر و مزد آن در اين دنيا نيست بلكه در آخرت است. انسان در اين دنيا يك رهگذر بيش نيست پس خود را بسازيد.

 برادران و خواهران، حُبّ دُنيا، حُبّ دُنيا، حُبّ دُنيا از دل و فكرتان بيرون كنيد زيرا حُبّ دُنيا بزرگ‌ترين گناه است و همين طور كه قرآن مي فرمايد: «اَعْلَمُواْ اَنَّمَا اْلحَيَوهُ اْلدُّنيَا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَهٌ»                             (سوره‌ي حديدآيه‌ي20 )

بدانيد كه زندگاني دنيـا بازيچه و بيهوده است، پس دنبـال دنيا نرويد و براي آخرتتان تـوشه برداريد و اين را بدانيد كسي كه دنبال دنيا مي رود حاضر است ايمان بدهد، جان بدهد، شخصيت بدهد و اين براي انسان ننگ است كه به خاطر حبّ دنيا از بين برود.

برادران و خواهران سعي كنيد كه نماز در اول وقت بخوانيد نماز را بر هر كار ديگر مقدّم بشماريد. حتماً نماز جماعت را به پا داريد حتي اگر مي توانيد در تمام مدارس نماز جماعت به پا داريد چون اگر نماز شما درگاه خـدا قبـول شد ساير اعمـال ديگـر قبــول مي شود و اگـر نمـاز شما رد شد پس بـدانيد كه سايـر اعمال ديگر قبول نخواهد شد.

توصيه‌ي ديگر من به شما دوستان اين است كه سعي كنيد قرآن را حتماً ياد بگيريد و هر روز قرآن بخوانيد و عمل كنيد و اين را بدانيد كه فقط عمل صالح نزد پروردگار قبول خواهد شد كه اين خود يك سعادت ابدي است، به همديگر احترام بگذاريد و شخصيت و آبروي يكديگر را مبريد كه گناه بزرگي است. پدران و مادران مخصوصاً با شما هستم نكند خداي نكرده فرزند يا مال دنيا شما را از ياد خدا غافل كند. كه قرآن مي فرمايد: «يا اَيُها اْلَذينَ آمَنُواْ لَاُتْلهِكُمْ اَمْوالُكُمْ وَ لا اَوْلادِكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذاْلِكَ فَاولئِكَ هُمُ الخاسِرونَ.»                                                                                                           (سوره‌ي منافقون، آيه‌ي 9)

و مانع فرزندانتان نشويد كه به جبهه بروند كه اگر شُديد، عذاب بزرگي براي خود به بار مي آوريد. ان شاالله خداوند به شما توفيق دهد تا در پيشبرد انقلاب قدم بيشتري برداريد و از دوستانم مي خواهم كه اگر از بنده، بدي ديده‌اند حلال كنند.

شما مادر مهربانم: اگر خداوند اين سعادت را به من داد كه شهيد شدم براي من گريه نكن و چون كوه باش و استقامت كن صبر خود را از دست مده كه هر لحظه در معرض آزمايش هستي و مرا حلال كن. مادرم اين براي من ننگ است كه بنشينم در خانه در صورتي‌كه مسلمين ندايشان بلند باشد و از همديگر كمك بخواهند.

 و سخني با شما دارم پدرم: آيا از اين‌كه از وجود پر ثمره عمرت يك شهيد پرورش يافته در مكتب الهي بيرون آمده است افتخار نمي كني؟ آيا از اين‌كه در مهم‌ترين برهه از زمان و آن هم زماني كه اسلام عزيز مورد حملات گوناگون استكباران جهاني قرار گرفته است فرزند خود را انقلابي كني خرسند نيستي؟ اگر جوابت مثبت است كه درود خدا و رسول خدا(ص) بر تو باد كه چه خوب اسلام را شناختي و از امتحان الهي سربلند و فاتح بيرون آمده‌اي.

 و شما برادرم: من كه در اين راه رفتم اين راه آگاهانه بود و افتخار مي كنم در اين راه مقدّس شهيد شدم چون اين راه راه انبياست. برادرم، شهادت مرگ دلخواهي كه مجاهد با همه آگاهي و شعور و بيداري و بينايي انتخاب مي كند؛ پس سعي كن راه مـرا ادامـه دهي و در پيشبرد اين انقلاب كوشا باشي.

 توصيه‌ي ديگر به همه شما اين است كه جلسات مذهبي را خلوت نگذاريد كه دشمن شاد شود و واي بر كساني‌كه به اين انقلاب نق مي زنند و خود را طلبكار اين انقلاب مي دانند، نفرين خدا بر آن‌ها باد.

 از نظر مالي چيز مهمي ندارم. كتاب‌هايي كه دارم به كتابخانه‌ي ولي عصر(عج) بدهيد. چهل روز روزه بدهكارم كه در جبهه و مريض بوده‌ام و نماز قضا برايم بخوانيد.

 در پايان توفيق عمل صالح براي شما از خداي تبارك و تعالي خواستارم.           

 خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدي، از نهضت خميني، محافظت بگردان. 

                                                                   والسلام                                                                                                   اسماعيل مبين تاريخ 20/3/63

زندگی نامه :

دريچه ي سخن را مي‌گشاييم تا از روزنه‌ي چشم به عاشقان گمنام نگاهي اندازيم. نگاهي از سر صدق و صفا به زندگاني كساني چون «اسماعيل»؛ اسماعيلي كه خود به قتلگاه مي‌رود كه نه تنها سر بلكه جان و هستي را تقديم دوست كند. هماني كه از كودكي به مسجد عشق مي‌ورزيد و هميشه از راه مدرسه به مسجد مي‌رفت و وقتي كه پدر و مادر نگران مي‌شدند او را در آنجا مي‌يافتند.
در روزهاي پرهيجان انقلاب كه با نسيم خوش آزادي امام و اسلام را شناخت، از جان و دل مايه مي‌گذاشت و هر كاري كه براي پيروزي اسلام و ورود حضرت امام خميني(ره) لازم بود، انجام مي‌داد.
خاطرات زيادي از دوران قبل از پيروزي انقلاب او باقي است؛ آن زمان كه چشمانش چون نرگس بيدار مي‌ماند و تا صبح نمي‌خوابيد و نگهباني مي‌داد چرا كه شنيده بود مأموران رژيم قصد دارند كه امام جماعت مسجد را دستگير كنند. «اسماعيل» جواني بود چابك و بيقرار. چهره‌اي شاداب و نوراني داشت و گويي كه نوري از بهشت ميهمان رخش بود.
آنگاه كه نداي دل‌انگيز حق را شنيد مشتاقانه به سمت جبهه‌هاي جنگ حركت كرد. وي چندين مرتبه به منطقه‌ي عملياتي رفته بود و يك بار هم مجروح گرديد، ولي اين بار براي رفتن حال و هواي ديگري داشت، پريشان بود و بي‌تاب.
براي خداحافظي نزد پدر رفت و خود را در آغوش او رها كرد. عطر خوش شهادت چنان فضا را پر كرده بود كه پدر فهميد براي پرنده‌ي مهاجرش ديگر بازگشتي نيست.
«اسماعيل» كه براي وصال دوست به جهاد و مبارزه برخاسته بود، راهي جبهه گرديد تا دل رهبرش را شاد نمايد. انتظار او و طلب شهادتش روي خاكهاي جبهه چه تماشايي بود و آن هنگام كه آخرين جرعه‌ي ساغر هستي را نوشيد دعايش مستجاب شد. او عاشقانه به وصال دوست نايل آمد اما جسم مطهرش از جبهه برنگشت و يازده سال در صحراي تفتيده‌ي جنوب باقي ماند.

پاسخ دهید

ادرس ایمیل شما کاربر گرامی منتشر نخواهد شد.قسمت های ضروری و مورد نیاز علامت گذاری شده اند *

7 − 7 =

متا سفانه قابل کپی نیست!