آشنایی با عملیات والفجر ۹ / عملیاتی برای مقابله با نیروهای عراق در فاو
گروه جهاد و حماسه ــ عمليات والفجر ۹ در تاریخ ۵ اسفند ۱۳۶۴ در منطقه شرق سلیمانیه در جبهه شمال غرب به فرماندهی سپاه پاسداران با هدف نزدیک شدن به شهر سلیمانیه عراق و مقابله با تجمع نیروهای عراق در فاو آغاز شد.

عمليات والفجر ۸ هنوز ادامه داشت که عمليات ديگری طرحريزی شد و به تعدادی از لشکرهايی که در فاو به عنوان نيروهای پشتيباني حضور داشتند از جمله لشکر قدس گيلان دستور رسيد تا مهيای عملياتي جديد و انتقامي در جبهه ديگرکشور باشند.عمليات والفجر ۹ اولين عمليات از سلسله نبردهای مربوط به استراتژی تعقيب دشمن در جبهههای شمالي، در منطقه چوارتا از استان سليمانيه عراق بود که با طراحی و فرماندهی سپاه پاسداران در سه محور در تاريخ ۵ اسفند ۶۴ و با رمز مبارک «يا الله- يا الله – يا لله» و با هدف پيش روی در شرق سليمانيه و به منظور کاستن فشار دشمن در فاو، در ساعت ۲۳:۴۵ دقيقه آغاز شد. نيروهاي خودی توانستند در دو مرحله به اهداف مورد نظر همچون ارتفاعات کوخ نم نم، ناصر، ماماخلان، موبرا، پلنگه سور و قله کاژال پير(کچل) که از بلندترين قلل منطقه است دست يابند.
لشکر قدس گيلان هم در اين عمليات با ۳ گردان رزمی و يک گردان ادوات از محور سورکوه در گروههای ۲۲ نفره به سوی دشمن هجوم بردند و سنگرهای دشمن را منهدم کرده و با ادامه درگيری و انجام عمليات ايذايي، توان رزمي دشمن تحليل رفت و نيروهای درگير نيز در محورهای ديگر شدت هجوم خود را افزودند و به هدف نهايي خود رسيدند. عمليات والفجر ۹ در تاريخ ۹ اسفند ۶۴ به پايان رسيد. چند روز پس از پايان عمليات و تحويل خط به نيروهای پدافندی، در حالي که مناطق متصرفه هنوز به طور کامل تثبيت نشده بود، نيروهای عراقي در حملاتی توانستند نقاط تصرف شده را باز پس گيرند. نکته حائز اهميت در اين عمليات، همزماني اين عمليات با عمليات والفجر ۸ بود. يعني در حالي که توان اصلی سپاه در منطقه فاو درگير بود، يگانهای تازه تأسيس سپاه عمليات والفجر ۹ را انجام دادند و توانستند در تهاجم خود کاملاً موفق باشند و چنانچه نيروهای پدافندی جايگزين آنها قادربه حفظ منطقه میشدند، نيروهای ايران در منطقه سليمانيه به موقعيت ممتازی دست میيافتند. اين عمليات نشان داد که در صورت گشودن جبهه همزمان عليه ارتش عراق، توان دشمن تجزيه ميشود و قادر نخواهد بود در دو جبهه مجزا و به طور همزمان به مقابله برخيزد. دشمن در اين عمليات بيش از ۱۵۰۰ کشته و زخمي بر جای گذاشت و تعداد ۱۳۴ نفر از آنان نيز به اسارت نيروهای ايرانی درآمدند.
پس از عدم دستیابی به اهداف موردنظر در عملیات بدر، شهر سلیمانیه عراق به عنوان هدف دوم پس از بصره، از سوی طراحان نظامی برگزیده شد. بر همین اساس، با فراهم آوردن مقدمات عملیات در این منطقه، اولین حرکت که قرار بود در تابستان ۱۳۶۴ انجام شود، به دلیل حضور هوشیار دشمن، به فصل زمستان موکول شد.
با فرا رسیدن زمان موعود، شروع عملیات والفجر ۸ نیز شرایط بهتری را برای انجام عملیات موردنظر فراهم کرد؛ چرا که تصور میشد با تجمع اغلب یگانهای عراق در جبهه جنوب، رزمندگان خودی با انجام عملیات والفجر ۹ موفق خواهند شد، اولین گام را به منظور آمادهسازی منطقه برای عملیات بعدی بردارند. مصافاً به اینکه تصور میشد عملیات والفجر ۹ بتواند فشار سنگین دشمن در منطقه عملیاتی والفجر ۸ را نیز کاهش دهد.
در جناح میانی نیز که میبایست در مرحله اول عملیات، دو ارتفاع مهم «موبرا» و «مامخلان» تصرف شود، نیروهای خودی توانستند پس از ساعتها درگیری، مامخلان را در ساعت ۰۹:۳۰ و موبرا را در ساعت ۱۶:۳۰ (روز اول) به تصرف خود درآوردند. در ادامه عملیات نیز ارتفاع «پلنگه سور» در آخرین ساعات روز دوم (هفتم اسفندماه سال ۶۴) تحت اختیار قوای خودی قرار گرفت.
با توجه به موفقیت مرحله اول عملیات، مقرر شد در مرحله دوم روی ارتفاع «کاتو» عمل شود. با شروع عملیات، ارتفاع مذکور – که تقریباً خالی از نیروی دشمن بود – در اولین ساعات بامداد روز سوم تسخیر شد؛ لیکن دشمن با تقویت سریع محور عملیاتی و اجرای تک توانست نیروهای خودی را از ارتفاع مزبور عقب براند. رزمندگان خودی نیز با تلاش بسیار، سمت چپ قله را رها نکردند و با در دست داشتن آن، وضعیت خویش را تثبیت کردند و به این ترتیب درگیری در «کاتو» پس از سه شبانهروز در تاریخ دهم اسفندماه سال ۶۴ پایان یافت.
همزمان با درگیری روی کاتو، تعدادی از نیروهای خودی در روز چهارم عملیات (نهم اسفندماه سال ۶۴) روی قله کچل، که از بلندترین قلل منطقه است و بر شهر سلیمانیه نیز اشراف دارد، مستقر شدند. در این حال، اگر چه این ارتفاع بسیار مهم تسخیر شده بود، لیکن بروز مشکلات ناشی از وجود حدود یک متر برف، فقدان عقبه و پشتیبانی بسیار ضعیف، ادامه حضور روی آن را بسیار سخت کرده بود.
دشمن نیز پس از ۸ روز توقف و یقین از ضعف توان خودی، حملات خود را مجدداً (در تاریخ ۲۳ اسفندماه سال ۶۴) آغاز کرد و در حالی که علاوه بر مشکلات نارساییهای زیاد در جبهه خودی، مناطق متصرفه نیز هنوز به طور کامل تثبیت نشده بودند، توانست کلیه نقاط از دست داده را بازپس گیرد.
طرح عملیات:
از آنجایی که منطقه عملیاتی به سه منطقه مجزا قابل تقسیم بود، سه محور برای انجام عملیات در نظر گرفته شد. پیشروی در محور اول (جناح راست) نهایتاً به ارتفاعات کوخ نمنم و در محور دوم (جناح چپ) نیز به قله ناصر و یالهای شاخ کوهان منظور شده بود. همچنین، در محور سوم (جناح میانی) که محور اصلی عملیات بود، میبایست ارتفاعات موبرا، مامخلان و پلنگه سور تصرف میشد. برهمین اساس، تیپ ۱۰۵ مأموریت تصرف کوخ نمنم را بر عهده داشت. تیپ ۱۵۵ با تحت امر گرفتن تیپ ۱۱۰ میبایست ابتدا «مویرا» و «ماخلان» و سپس «پلنگه سور» را تصرف کند. تیپ ۵۷ نیز با تحت امر گرفتن یک گردان از تیپ ۲۹ تصرف ارتفاعات ناصر کوچک و پوزه ناصر – که به عنوان عامل تأمین سمت چپ مامخلان محسوب میشد – با بر عهده داشت. سپس، قله ناصر را تصرف کند و در صورت امکان روی آن مستقر شود. تیپ ۲۹ هم میبایست یالهای شاخ کوهان – که به عنوان عامل تأمین ارتفاع ناصر محسوب میشد – را تصرف کند. در این میان، قرارگاه رمضان مأموریت داشت ضمن انجام شناسایی، کار انتقال نیروها به منظور انجام دیدهبانی روی عقبههای دشمن و انجام عملیات انهدامی روی پلهای ارتباطی، قرارگاههای فرماندهی و توپخانههای دشمن را به عهده گیرد و نیز جادهها را ناامن سازد.
شرح عملیات:
در تاریخ پنجم اسفندماه سال ۶۴ در حالی که تمامی نیروها به نقطه شروع درگیری رسیده بودند، رمز عملیات (یاالله) حدود ساعت ۲۴ اعلام شد. در جناح راست، پیشروی از محور هزارقله انجام پذیرفت و رزمندگان ضمن تصرف ارتفاعات «کوخ نمنم»، مأموریت ایذایی خود را در شمال «موبرا» به انجام رسید و سپس در خط پدافندی جدید استقرار یافتند. در جناح چپ و در محور ارتفاع «ناصر»، نیروهای عمل کننده در حالی که مسافتی دشوار و طولانی را طی کرده بودند، خیلی سریع به هدف رسیده و ضمن درگیری با نیروهای عراقی توانستند ۰۰:۴۰ بامداد پایگاه آنها در این محور را ساقط کنند. همچنین، در محور «کوهان» به دلیل وسعت کم منطقه و حضور ضعیف دشمن، اهداف موردنظر تا ساعت ۰۴:۳۰ تأمین شد.
منطقه عملیاتی:
منطقه عملیاتی والفجر ۹ با دو جاده از دهانه شیلر و منطقه چومان به شهرهای مریوان و بانه متصل میشود. منطقه مزبور کوهستانی، صعبالعبور و دارای زمستان سختی است وتوسط دو رودخانه «زاب صغیر» و «گوگه سور» به سه قسمت شمالی، میانی و جنوبی تقسیم شده است. مهمترین شاخص این منطقه، شهر چوارتا است که تا سلیمانیه کمتر از ۱۵ کیلومتر فاصله دارد. این شهر به همراه ارتفاع «سارسیر» از موقعیتی کلیدی برخوردار است؛ به طوری که از این نقطه میتوان به سمت سلیمانیه، سید دکان، مائوت و … مانور کرد.
اهداف عملیات:
این عملیات دارای سه هدف کلی بود: انجام یک مرحله عملیات از مراحل پیشبینی شده برای تصرف سلیمانیه، آمادهسازی منطقه برای عملیات بعدی، به جلو کشاندن عقبهها و کاهش فاصله خودی با دشمن، کاهش از فشار دشمن در جبهه فاو
سازمان رزم خودی:
قرارگاه نجف اشرف با تیپهای مستقل بنیاکرم، ابوالفضل، بروجردی، قدس و ویژه شهدا سپاه پاسداران هدایت عملیات را بر عهده داشت. همچنین، ۲ گردان توپخانه از سپاه و ۲ گردان توپخانه از ارتش وظیفه پشتیبانی آتش را بر عهده داشتند. قرارگاه تاکتیکی رمضان نیز با مأموریت تعیین شده، تحت امر قرارگاه نجف بود.
استعداد دشمن:
لشکر ۳۴ پیاده – تابع سپاه یکم – با تیپهای ۱۰۵ و ۵۰۴ پیاده مسؤولیت پدافند از منطقه را به عهده داشت. قرارگاه این لشکر در چوارتا بود و تیپ ۱۰۵ در منطقه عمومی گامو و تیپ ۵۰۴ در منطقه عمومی چوارتا مستقر بودند. با شروع عملیات والفجر ۹، یگانهایی نیز وارد منطقه شدند.
نتایج عملیات:
مناطق آزاد شده چند پاسگاه مرزی بخشی از ارتفاعات کانا، شله کوران، تنگه سور، موبرا، ماخلان، کانی ماران، سرو ارتفاعات ۱۴۷۰ و ۱۴۸۹، تجهیزات منهدم شده دشمن: یک فروند هواپیما، یک فروند هلی کوپتر، ۲۰دستگاه تانک، ۹۰دستگاه خودرو، ۱۰ قبضه ضد هوایی، مقدار زیادی سلاح سبک و نیمه سنگین، یگانهای منهدم شده دشمن: ۳ گردان از تیپ ۵۰۴، یک تیپ، یک گردان کماندویی گردان ۹۴ توپخانه، گردان ۴ تانک تیپ ۷۰۳. این عملیات نشان داد که در صورت گشودن جبهه همزمان علیه ارتش عراق، توان دشمن تجزیه میشود و قادر نخواهد بود در دو جبهه مجزا و به طور هم زمان به مقابله برخیزد.
در این عملیات منطقه گستردهای از کردستان عراق به تصرف ایران در آمد و شهر سلیمانیه در برد آتش ایران قرار گرفت، اما طی هفتههای بعد به دلیل پارهای مشکلات از جمله بمب باران شیمیایی چند روستای کردنشین از سوی عراق ، نیروهای ایرانی به مواضع اولیه خود بازگشتند.
